فلسفه و زیبایی شناسی
  
 در این وبلاگ مقالات من به همراه برخی مقالات دیگر که عمدتا در زمینه فلسفه ، هنر و زیبایی شناسی هستند قابل مشاهده است.
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
موضوع بندی

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 18 فروردین ماه سال 1387
پیامک برای بهار

 

از میان پیامکهایی که دوستان برایم فرستادند از این یکی بیشتر لذت بردم و آمدن بهار را حس کردم :

بهار نامه‌ء یاران رفته می‌آرد  هر گلی که می‌شکفد در برش گیرید


 
چهارشنبه 14 فروردین ماه سال 1387
زیبایی شناسی نیچه به روایت هیدگر (۵)

با این حال روشن ساختن باور رایج ، برای حالت واقعی امور کافی نیست . به عبارت دیگر ، به وضعیت اصلی‌ای که یونانیان از آنجا هنر و اثر هنری را تعریف می‌کنند ره نمی‌برد . اما این امر هنگامی آشکار می‌شود که کلمه بنیادین تخنه را مورد بررسی قرار دهیم .برای فرا چنگ آوردن معنای درست آن باید مفهومی که کاملا متضاد آن است را مشخص کنیم . این مفهوم "فیزیس" نام گرفته است .ما آن را "نیچر"(طبیعت) ترجمه می‌کنیم و کمتر درباره آن فکر می‌کنیم .

(ادامه مطلب را در لینک یادداشت بخوانید)


 
پنجشنبه 8 فروردین ماه سال 1387
زیبایی‌شناسی نیچه به روایت هیدگر(۳)

 

درست همان طور که می‌گوییم که یک حکم که منطبق است با قوانین فکر که در منطق بسط پیدا کرده ، منطقی است ، این کار را درست وقتی که این عنوان استتیک را به کار می‌بریم انجام می‌دهیم ، که واقعا فقط به این معناست که نوعی مشاهده و تحقیق بالنسبه یک ارتباط حسی ما ، به خود این نوع رفتار انجام گرفته است. ما از احساس زیبایی‌شناختی و حالت زیبایی‌شناختی سخن می‌گوییم. اماحالت احساسی انسان الزاما "زیبایی‌شناختی" نیست. بلکه چیزی است که می‌تواند ابژه ملاحظات استتیکی ما قرار گیرد . چنین ملاحظه‌ای" استتیکی"نامیده می‌شود به این دلیل که از همان ابتدا حالت احساسی را که از آن موجود زیبا برخاسته ، همه چیز را به آن حالت مرتبط می‌کند و هر چیز دیگری را هم که باقی مانده به اعتبار آن حالت استتیکی تعریف می‌کند .

کلمه "استتیک"  که به معنای تامل و تفکر در باب هنر و امر زیبا ، متاخر است. در قرن هجدهم آغاز شده است اما موضوعی که این کلمه هوشمندانه بر آن دلالت می‌کند ، که نحوه تحقیق درباره هنر و امر زیباست بر مبنای حالت حسی در لذت برنده و ایجاد کننده ، قدیمی است . به همان قدمت تاملاتی که در خصوص هنر و زیبایی در تفکر غربی بوده است .تاملات فلسفی در باب ماهیت هنر و زیبایی با عنوان استتیک آغاز شد .

در دهه‌های اخیر ، اغلب این اعتراض را شنیده‌ایم که تاملات و پژوهشهای زیبایی‌شناختی بی‌شمار در باب هنر و زیبایی به چیزی دست نیافته است ، و کسی را برای دستیابی به هنر یاری نکرده ، و اینکه واقعا هیچ کمکی به خلاقیت هنری و درک و دریافت معقول و با معنی هنر نکرده است . این امر یقینا صحیح است .به خصوص با ملاحظه چیزی که امروزه تحت نام "استتیکس" شایع شده است .اما ما جرات نمی‌کنیم که استانداردهای حکم درباره استتیکس و نسبتش با هنر را از چنین اثر هنری اخذ کنیم . زیرا ، فی‌الواقع این امر که آیا یا چگونه یک دوره متعهد می‌شود به استتیک ، و چگونه نسبت به هنر ، هنری که خصوصیت استتیکی داشته باشد ، موضعی را اتخاذ می‌کند امری قطعی است برای طریقی که هنر تاریخ ان دوره را شکل می‌دهد یا اینکه نسبت به آن نامربوط می‌ماند . از آن جا که آن چیزی که مورد سئوال است هنر به عنوان صورتی از اراده قدرت است ، یعنی یک صورت‌بندی از وجود به طور کلی است ، فی‌الواقع پرسش از استتیک به عنوان اصلی‌ترین نوع تامل درباره هنر و معرفت هنری فقط می‌تواند بالنسبه به آن اصول بنیادین مورد بررسی قرار گیرد .فقط با استمداداز تامل در باب ماهیت زیبایی‌شناسی، که به این طریقی که گفتیم گسترش یافته ، به آن نقطه‌ای می‌رسیم که می‌توانیم تفسیر نیچه از ماهیت هنر را به دست آوریم . فقط با استمداد از چنین تفکر و تاملی است که ما در عین حال موضعی را بالنسبه به تفسیر نیچه اتخاذ می‌کنیم ، به نحوی که بر این مبنا یک جور مواجهه با تفسیر نیچه می‌تواند نضج پیدا کند .

 


 
چهارشنبه 7 فروردین ماه سال 1387
زیبایی‌شناسی نیچه به روایت هیدگر (۲)

 

 کلمه : یعنی دانش به رفتار انسانی بالنسبه به حس ، aisthetike episteme

 کلمه "استتیک" به همین طریقه ساخته شده؛  احساس و عواطف ، و علم به اینکه چگونه اینها معین می‌شوند.

آنچه که فکر را تعیین می‌کند ، منطق است، و آنچه که تفکر خودش را با آن مطابق می‌کند، حقیقت است. آن چیزی که خصوصیت و رفتار انسان را تعیین می‌کند اخلاق است و آنچه که رفتار و خصوصیات انسانی باید با آن منطبق شود "خیر" است. آن چیزی که احساس انسانی را تعیین می‌کند ، "استتیک" است، و آن چیزی که احساس انسانی باید با آن منطبق باشد "زیبا" است. حقیقت ، خیر و زیبا موضوعات منطق، اخلاق و زیبایی‌شناسی هستند.

بر این اساس، زیبایی‌شناسی ملاحظه حالت احساس انسان است در نسبتی که با زیبا دارد ؛ ملاحظه زیبا است از آن جهت که در نسبت با حالت احساسی انسان قرار می‌گیرد. زیبا چیزی نیست جز آن چیزی که در خود-نمایی خویش، آن حالت را ایجاد می‌کند. اما زیبا می‌تواند هم مربوط به طبیعت و هم مربوط به هنر باشد. از آنجایی که هنر به طریق خویش زیبایی را ایجاد می‌کند، بدان جهت که هنرِ زیباست، تفکر و تامل درباره هنر با نام استتیک خوانده شده است.

بنابراین در ارتباط با علم به هنر و تحقیق درباره هنر، زیبایی‌شناسی آن نوع تامل یا اندیشه‌ای درباره هنر است که در آن قرب انسان به زیبا که در هنر خودش را نشان می‌دهد، موازین را برای همه تعریف‌ها و توضیحات هنری وضع می‌کند، بدین قرار حالت احساسی انسان مبدا و منتهای این تامل باقی می‌ماند. رابطه احساس با هنر و مطرح نمودن آن می‌تواند تولید یا قبول و لذت باشد.

اکنون از آنجا که در تلقی استتیکی از هنر، اثر هنری تعریف می‌شود به اینکه زیباست از آن جهت که در هنر عرضه شده ، اثر هنری  معرفی می‌شود به اینکه حامل و محرک زیبایی است بالنسبه به حالت احساسی ما. اثر هنری به عنوان "ابژه" برای یک "سوژه"وضع می‌شود.آن چیزی که در یک تلقی استتیکی قطعی است رابطه سوژه-ابژه است که این رابطه در هنر رابطه احساسی است.اثر هنری به این ترتیب تبدیل به ابژه می‌شود که صرفا مبدل می‌شود به یک امر ظاهری‌ای که همگان در اثر تجربه زیسته خودشان در دسترسشان است .

 


 
دوشنبه 5 فروردین ماه سال 1387
زیبایی شناسی نیچه به روایت هیدگر

هیدگر در بخشهایی از کتاب " نیچه " به بررسی زیبایی‌شناسی وی می‌پردازد . فصل سیزدهم این کتاب به بیان شش مرحله اصلی در تاریخ زیبایی شناسی اختصاص دارد .هیدگر پس از بررسی واژه و مفهوم استتیکس ، تاریخچه‌ای از زیبایی‌شناسی را بیان می‌کند که برای علاقمندان این رشته بس خواندنی است .  همان طور که وعده داده بودم ترجمه فارسی این بخش را به تدریج خواهم آورد .آنچه در زیر آورده‌ام ترجمه قسمت کوتاهی از این بخش است.

 

شش مرحله اصلی درتاریخ زیبایی شناسی

 

با سئوال‌‌‌ دوم آغازمی‌کنیم.برای آنکه با آن به توافقی برسیم باید روند کار نیچه را در تعریف ماهیت هنربا تیزبینی زیاد توصیف نموده وآنرا درمتن کوشش های سابقی که برای بدست آوردن معرفت به هنر انجام داده بودیم، قراردهیم . با آن پنج قولی که در مورد هنر طرح کردیم جنبه های اصلی سئوال نیچه در خصوص هنر معلوم شد.از این پنج تعریف یک چیز روشن است:

تحقیق نیچه درباره هنر بدین منظور نیست که هنر را به عنوان پدیداری فرهنگی یا اثر بزرگی در تمدن توصیف کند.بلکه او می خواهدبه وسیله هنرو توصیف ماهیت هنرنشان دهد که اراده قدرت چیست . با اینهمه تاملات نیچه در خصوص هنر با طریقه سنتی ملائم است.این طریق در صفت ممیزه ای که دارد با وا‍‍‍‍ژه" استتیک" تعریف می شود.

درست است که نیچه بر ضد زیبایی شناسی زنانه صحبت می کند، اما‌‌ وی دراین کارخود دارد به نفع زیبایی شناسی مردانه صحبت می کند. بنابراین دارد از استتیک دفاع می کند.به این طریق،پرسشی که نیچه از هنر مطرح می کند استتیکی است که به نهایت خودش رسیده است ،استتیکی که ،به اصطلاح دارد بالای سرش معلق می زند. اما تحقیق درباره هنرو معرفت هنری چه چیز دیگری غیر از " استتیک " می تواند باشد؟" استتیک" به چه معناست ؟

  واژه "استتیک " به همان نحوی که واژه های "لاجیک "و "اتیکس" شکل یافته‌اند، شکل یافته است. کلمه اپیستمه‌،دانش،همواره باید این واژگان را کامل کند.

Logikuepisteme(منطق)Logic: دانش لوگوس ،یعنی شناخت گزاره یا حکم به عنوان اصلی ترین صورت فکر. 

منطق شناخت تفکر است ،شناخت صورت ها و قوانین فکر است .

(اخلاق) ethikeepisteme Ethics:دانش اتوس ،دانش‌به اوصاف درونی انسان و طریقی که انسان رفتار خودش را تعیین می کند .

منطق و اخلاق هر دو به رفتار انسانی و قاعده مندی آن دلالت می کنند.

 

 

                                                                                


   1      2      3      4    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 25719


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها