| |
| سه شنبه 4 تیر ماه سال 1387 |
| فلسفه هنر نزد فارابی(۱) |
از فارابی رسالههایی به جای مانده که در آنها به مباحث حکمی درباب هنر پرداخته شده است . این رسالات مختصر غالبا به فارسی ترجمه نشده است .
یکی از رسالات منسوب به فارابی فی التناسب و التالیف نام دارد .که ترجمه آن را به مرور خواهم آورد.
دیدگاه فارابی در باب تناسب و تألیف
ابونصر فارابی ، معلم دوم ، که خداوند روانش را عزیز بدارد ، چنین گفت :
از آنجا که نفس دارای نظامی متناسب است ، گرچه این نظام کمی و مقداری نیست ، این طور دانسته میشود که نفس در همة محسوسات ، غیر از محسوسات بسیط ، به محسوسات مرکب متناسب میل بسیار زیادی دارد ؛ چه در دیدنی ها مثل رنگهای ترکیبی و نقشهایی با رنگها ، شکلها ، قوسها ، و انحناهایی که در ترکیبشان از تساوی نظم و نسبتهایی برخوردارند ؛ و چه در چشیدنی ها همچون طعمهای مرکب از غذاها و ادویه های رنگارنگ ؛ و چه در بوییدنی ها مثل رایحههای مرکب همچون غالیه ، خلوق، ندّو بخور؛ و چه در شنیدنی ها همچون صداها و آهنگهای مرکب متناسب ، و بدین علت بود که تزئینات و نقش ها و صناعت آشپزی و عطاری به وجود آمد . معانی برخی سخنان چنان است که به دلیل سستی بنیاد آن سخنان ، که همان حس و تخیل باشد ، یا به سبب ناتوانی عموم مردم از تصور آن معانی به واسطة صرف سخن ، و دیگر مواردی از این دست ، شنوندگان را اقناع نمیکند . بنابراین سیاستمداران به دلیل صلاح امور عالم ناگزیر آنچه را به صلاح ایشان بازمیگردد ، با ترکیب سخن با وزن کلام ، و با تالیف آهنگها و ضرباهنگهایی که مقوم تخیل است ، بیان نموده و به ایشان عرضه می نمایند .
|
|